کـد خبـر : 8398
تـاریخ انتـشـار : ۲۵ آبان ۱۳۹۶
سـاعـت انتـشـار : ۱۹:۱۳ ب.ظ
نسـخه چاپـی

یک کارآفرین کرمانشاهی در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری ایونا؛

موفقیت در کار بدون مدرک حاصل می شود، اما بدون مهارت خیر!

مهارت و تخصص در کنار مدرک، در کنار هم قدرت مدیریت و پیشرفت در کار را بالا می برد و ریسک پذیری کار را کنترل میکند؛ البته مهارت در اولویت خواهد بود چون با نبود مدرک می توانیم کاری پیش ببریم، اما با نبود مهارت و داشتن مدارک دانشگاهی زیاد موفق نخواهیم شد.

موفقیت در کار بدون مدرک حاصل می شود، اما بدون مهارت خیر!

خبرنگار ایونا در راستای ترویج کارآفرینی، با افشین عبدالهی نژاد ۳۳ ساله، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه علمی کاربردی مرکز روانسر به گفتگو نشسته است. متن این گفتگو به شرح زیر است:

*از سوابق کاریتان، از شکست ها و موفقیت هایتان بگویید:

در حوزه فعالیت های اجتماعی بنده مدیرعامل موسسه یاران سبز ژینگه (محیط زیستی)و جمعیت مدافعین حقوق کودکان و زنان هستم و در این حوزه ۱۵ ساله فعالیت دارم در سال ۸۶ شرکت تعاونی بسته بندی حبوبات و خشکبار را بنام مهشید گستر غرب تاسیس کردم که در سال بعد در اولین سال فعالیت رسمی اقتصادیم علی رغم هزینه زیادی که برای تاسیس کارگاه بسته بندی کردم، با تغییر دولت و مشکلات اقتصادی پیش آمده و عدم پرداخت وام درخواستی مجبور به فروختن تجهیزات شدم و بنوعی اولین شکست مالی را در آن زمان خوردم و چون واقعا چیزی برایم نماند، مجبور شدم به تهران عزیمت کنم و در آنجا به پیشنهاد یکی از دوستانم وارد کار مشاور املاکی شدم. ۵ ماه هیچ فروشی نداشتم، چون در این حرفه استعدادی در خودم ندیدم ولی خوبی این مدت این بود با افراد زیادی آشنا شدم که بقول معرف از صفر شروع کرده بودند. اشتیاق و توانم دو برابر شد که باز کار را از جایی شروع کنم. در آن زمان رویایی ذهنم را مشغول خود کرد، رویای تشکیل مجموعه شرکت هایی که بنوعی هلدینگی عمل کنند. برای اطرافیانم که خیلی خنده دار بود، اما چون خیلی ها را دیدیم در این مسیر پیشرفت کردند اشتیاق به رسیدن به این رویا بیشتر شد. علاقه زیادی به کتاب خواندن داشتم و به طبع آن هرچی داشتم و در میآوردم بجای خرید لباس و نیازهام، صرف خرید کتاب میکردم. داستان موفقیت مردان بزرگ را میخواندم و قدم به قدم پیش میرفتم. اعتقاد داشتم که هرچه بخواهم بدست می آورم اما در زمان های نامعلوم فقط باید صبر پیشه میکردم. بنابر یک عادت دوست نداشتم برای انجام هرکاری به کسی متکی باشم و هرچیزی را که میخواستم انجام بدهم به یادگیری آن می پرداختم.

بعد یک سال به روانسر برگشتم و ازواج کردم درسال اول زندگی سختی زیادی داشتم، تا اینکه به مرکز آموزش فنی حرفه ای نزدیک منزل رفتم و شروع به یادگیری برق صنعتی کردم و در کنار برق صنعتی نصب سیستم های امنیتی (دروبین مدار بسته و دزدگیر و اطفاحریق) را یاد گردفتم. در این مدت چون طراحی و صفحه بندی می دانستم برای امرار معاش در نشریه محلی کار میکردم تا اینکه در یک سفر تفریحی به کردستان عراق رفتم در آنجا پیشنهاد کار با دستگاه بچینگ (بتن سازی) را دادند.  با وجود اینکه اصلا سررشته نداشتم ولی چون کار با ادوات برقی بود کار را قبول کردم و یکسال با تمام سختی کار در کردستان عراق زندگی کردم و ماشینی  خریدم که از بخت بد با ماشین تصادف کردم و متحمل خسارت زیادی شدم که مجبور شدم به ایران برگردم. در ایران برای جبران ضررمالی ۲۵۰میلیونی، مجبور شدم کار کنم و همزمان نصب دوربین و دزدگیر و در تایم های دیگه صفحه آرایی و طراحی میکردم که به فکر تاسیس یک NGNGO محیط زیستی افتادم. چون از سال ۸۳ هم انجمن حمایت کودکان و زنان را داشتم به همراه انجمن محیط زیستیم فعالیتم را شروع کردم و در این مدت طرح های زیادی را انجام دادیم و موقعیت مالی متوسطی داشتم در کناراین ها بطبع رویای ساختن تشکیلاتی هلدینگی شروع به تاسیس شرکت هایی کردم ( شرکت نو اندیشان زاگرس”طراحی فضای سبز و خدماتی”) شرکت ره اورد ژین “خدمات بازاریابی و بازار سازی و کارت تخفیفات”) ( شرکت پیشرو عدالت ژین “خدمات حقوقی”) شرکت کارآفرینی ژین”کارآفرینی اجتماعی “) گروه توسعه ژین ” توسعه پایدار روستایی”) با تاسیس این شرکت ها قدمهای اول رو برداشتم و در حال حاضر نیز در سمت های گوناگونی مشغول فعالیت هستم و دارم به رویایی دیرینه ام نزدیک میشم.در این مدت هم دوره های مدیریت سازمانی و رهبری سازمان ،بازاریابی و جریان سازی بازار ، مدیریت پروژه ، مدیریت بحران، را در کشور های ترکیه و گرجستان طی دوره های کوتاه مدت آموزش دیدم و چند سالیست بعنوان تسهیلگر کارآفرینی اجتماعی به طبع پیرویی از تفکر محمد یونس که افکار نزدیک به افکار من را داشت فعالیت می کنم و در حال حاضر هم در روستای بیوند سفلی با تیم تسهیلگرم داریم کار توسعه پایدار انجام میدیم در این مسیر نیاز به تاسیس ۳ شرکت دیگه دارم که بتوانم گروه شرکت های ژین را تاسیس کنم و با محوریت کارآفرینی اجتماعی کار کنم. با وجود اینکه در سال ۹۳ زندگی مشترکم به جدایی انجامید و باعث تحمیل هزینه های زیادی شد اما باز تمام بدهی هایم را پرداخت کردم و امسال با توان زیادتری فعالیت میکنم در حال حاضر هم بعنوان مدرس و تسهیلگر اشتغال خانگی در محلات کرمانشاه کارگاه هایی را تشکیل می دهم و عناوین زیر را دارم (تسهیلگر حوزه مبارزه با خشونت علیه زنان  – کارآفرینی )عضو شورای مرکزی خانه سازمانهای غیردولتی استان – عضو شورای مرکزی خانه کشاورز استان کرمانشاه – ادامه در رزومه پیوست) باو جوداینکه در سال ۸۷ و ۸۸ بنابر مشکلات بحث شده نتوانستم ادامه تحصیل بدم سال گذشته در رشته حقوق در دانشگاه علمی کاربردی واحد روانسر شروع به ادامه تحصیل کردم و با پارک علم و فناوری برای راه اندازی کارت ژین (کارت تخفیفات) قرارداد بستم و با وزارت بهداشت و وزارت کشور و بهزسیتی برای ایجاد اشتغال محلات حاشیه نشین قرارداد هایی را منعقد کردم ومشغول به کار هستم.

 

*این کار را از کی شروع کردید و عوامل موفقیتتان چه بوده است؟

دو ساله کار را شروع کردم و یکی از عوامل اصلی موفقیتم رویاییم بود و دیگری مادرم که سالهاست هرچه داشت در اختیارم گذاشت برای رسیدن به اهدافم و از عوامل فنی هم شناخت راه های رهبری و تحلیل های تیم و مشاوره با اعضای تیم و همکارانم.

 

*از نگاه شما مهارت و تخصص برتر است یا مدرک صرف دانشگاهی؟

قطعا مهارت و تخصص در کنار مدرک، چون هر دوی اینها در کنار هم قدرت مدیریت و پیشرفت در کار را بالا می برد و ریسک پذیری کار را کنترل میکند؛ البته مهارت در اولویت خواهد بود چون با نبود مدرک می توانیم کاری پیش ببریم، اما با نبود مهارت و داشتن مدارک دانشگاهی زیاد موفق نخواهیم شد.

 

*چرا تعداد بیکاران ما روز به روز بیشتر می شود، کار نیست یا کارکن؟

من با اطمینان خاطر بیان میکنم درصد بیشتر بیکاری دلایل انسانی دارد یعنی جوانان ما بدنبال میز و کارمندی هستند در حالی که واقعا کار در کشور ما زیاد است. بیاد دارم روزی استادی در یکی از کارگاه های مهارت آموزی و کارآفرینی به من گفت در ایران پول حلال ریخته کافیه خم بشویم و آنها را جمع کنیم. بعد از ۷ سال متوجه شدم این حرف واقعیت دارد. در کشور ما مشاغلی هستند که با کمترین هزینه بیشترین درآمد را دارند و تنها هزینه ای که می شود زمان و صبر است که متاسفانه آن را خرج نمی کنیم. جوانان ما با رویایی کارمندی به دانشگاه می روند در حالی که خیلی از رشته های دانشگاهی بازار کار قابل قبول و خوب را دارد ولی اهل ریسک نیستند و بجای اینکه پول را بدست بیاوریم منتظر هستیم که پول ما را پیدا کند غافل از اینکه پول ساخته دست ماست.

 

*یک جوان بیکار امروزی اگر بخواهد واقعاً همت کند و شروع به کار، از کجا باید شروع کند؟

به عقیده بنده اولین کار این است فکر کارمندی را از سر بیرون کند، چون قرار نیست همه ما کارمند باشیم. بعد از آن در تلاش باشد از هر فرصتی برای ایجاد شغلی جدید استفاده کند. یکی از بهترین کارها از دید بنده چون برای خودم اتفاق افتاده این است که مروری بر موفقیت افراد موفق داشته باشد و حتما مشاوره پذیر باشد. در حال حاضر هم مراکزی هستند مانند خود دانشگاه علمی کاربردی و پارک علم و فناوری که خدماتی را برای بازار کار ارائه میدهند و صادقانه بگویم اوج سرعت گیری من نیز در این دو نهاد بود. و یکی دیگر از پیشنهاد های من این است به قدرت تیم ورک (کار تیمی) اعتقاد پیدا کنند چون قرار نیست همه چیز را خود من بدانم تیم سازی را یاد بگیرند و مسیرها را زود تر پیدا کنند.

 

*مسئولین امر چه موانعی را باید از سر راه شما بردارند؟

خب متاسفانه موانع زیاد است، اما مهمترین آن از دید بنده کوته فکری و عدم اعتماد و توجه برخی مسولین به ایده ها و ایده سازی است. چون تنها کاری را که مسئولین محترم یاد گرفتند تزریق بودجه به واحد های در حال کار است و هیچ اعتمادی به واحد های ایده ساز و نو پا ندارند و به راحتی وام های کلان را به صنایعی می دهند که نبود این وام های کلان در کار آنها خللی وارد نمی کند. ولی برای پرداخت یک وام ۳میلیونی به یک جوان هزار مانع برایش می گذارند که نمی دانم وام های چندین میلیونی این همه ضامن و تضمین برگشت ندارد، اما وام های ریز هزاران برگه را باید امضا کنند و جالبتر اینکه بانک اصلا توجهی به دستورات کارگروه اشتغال استان یا آیین نامه های وزارتخانه ها ندارد. بهرحال امیدوارم مسئولین اول دید بازتری داشته باشند و تنگ نظری را دیگر پیشه نکنند.

انتهای پیام/#

نـظـرات