کـد خبـر : 18439
تـاریخ انتـشـار : ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
سـاعـت انتـشـار : ۱۲:۳۲ ب.ظ
نسـخه چاپـی

کارشناس امور تعلیم و تربیتی:

نه در آموزش و پرورش و نه در دانشگاه موفق به تبدیل نظریه به عمل نشده ایم

هنوز موفق نشده ایم نه در آموزش و پرورش و نه در دانشگاه مباحث نظری و نظریه ها را به الگوهای عملیاتی تبدیل کنیم که در عمل واقعیت را تغییر بدهد. به بهانه عدم دستیابی به نظریه جامع تعلیم و تربیت نباید توقف و ایستایی را بر خود روا بداریم.

نه در آموزش و پرورش و نه در دانشگاه موفق به تبدیل نظریه به عمل نشده ایم

به گزارش خبرگزاری ایونا، از حوزه های مهم در هر جامعه ای می توان به عرصه تعلیم و تربیت آن اشاره کرد چرا که این حوزه مسئول پرورش و رشد فکری و شخصیتی فرزندان و بالطبع آینده هر جامعه ای است. تعلیم و تربیت در هر جامعه با توجه به نقش و ساختار آن با جامعه دیگر متفاوت است. این مساله به خصوص در جامعه اسلامی نقش مهم تری ایفا می کند.

تعلیم و تربیت اسلامی به دنبال تربیت الهی و ربوبی فرزندان است و تنها اهداف مادی تربیت را مدنظر ندارد. این نوع تربیت در پی فراهم آوردن آگاهی ها، مهارت ها و به فعلیت رساندن استعدادهای انسان در جهت قرب الهی است. لذا با این تعریف می توان به اهمیت و جایگاه مهم تعلیم و تربیت اسلامی پی برد. در این زمینه گفتگویی با حسن ملکی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی داشته ایم و درباره وضعیت فعلی تعلیم و تربیت اسلامی نظرات او را جویا شدیم.

ملکی درباره وجود نظریه جامع در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون گفت: در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی طی ۱۵ سال اخیر از سوی صاحب نظران حوزه فلسفه تعلیم و تربیت نظریه هایی ارائه شده است و چند دیدگاه در ارتباط با این حوزه مطرح شده و هر کدام از زاویه ای به موضوع نگاه کردند و تعلیم و تربیت اسلامی را تجلیل کردند و درباره عناصر تعلیم و تربیت موضع گیری کردند.

ملکی ادامه داد: اما اینکه آیا می توانیم نظریه های ارائه شده را کامل و جامع تلقی کنیم، شاید این تلقی را نتوانیم داشته باشیم هرچند که به طور مداوم در این زمینه کار می شود. اگر هر قدر درباره مبانی فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و مبانی اجتماعی آن و سایر مبانی دقت نظر لازم به عمل بیاید و با هماهنگی علمی بین صاحب نظران فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی طراحی و تدوین شود که البته نیاز به نظام مندی بیشتری دارد، می توانیم بر پایه فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی نظریه جامع تری از تعلیم و تربیت اسلامی ارائه دهیم و این بستگی به کوشش ها و تلاش ها و وقت گذاری ها و تلاش صادقانه در این عرصه دارد.

این کارشناس امور تعلیم و تربیتی گفت: گاهی ما کار در این عرصه را خالصانه انجام نمی دهیم و عوامل متعدد بر آن تاثیر می گذارد به طوری که هنوز کار به اتمام نرسیده آن را تبلیغاتی می کنیم که چنین کاری ضرر دارد. این که هنوز به نظریه جامع در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی نرسیده ایم به این معنا نیست که باید تلاش های تربیتی خود را متوقف کنیم بلکه کاری که انجام شده و نظریه هایی که ارائه شده و فلسفه تعلیم و تربیت که در قالب مقاله های آثار علمی توسط صاحبنظران داخلی ارائه شده برای حرکت همه جانبه و برنامه های عملیاتی برای مدارس کفایت می کند.

ملکی با اشاره به اینکه ما در مباحث نظری و انتزاعی مشکل چندانی نداریم، گفت: برنامه های عملیاتی بر پایه مباحث نظری باید شکل بگیرد. به بهانه عدم دستیابی به نظریه جامع تعلیم و تربیت نباید توقف و ایستایی را بر خود روا بداریم. مبانی نظریه به حد نیاز وجود دارد اما هر چقدر مبانی و نظریه ها غنی تر باشند برنامه های عملیاتی هم غنای لازم را خواهد داشت.

وی در پاسخ به این سوال که تمایزات تعلیم و تربیت اسلامی با تعلیم و تربیت سکولار چیست؟ گفت: میان این دو یک فرق اساسی بیشتر وجود ندارد اما آن فرق کلان و بنیادی است. در تعلیم و تربیت اسلامی مبنای تصمیم گیری در ابعاد تعلیم و تربیت، ربوبی کردن یادگیرنده و رساندن اوبه قرب الهی و نزدیک کردن او به حیات طیبه است. تعلیم و تربیت اسلامی در هر دوره تحصیلی می خواهد دانش آموزان را مسلمان تر و هوشیارتر و منطقی تر و عالم تر کند و این در هر کدام از دوره های ابتدایی ودبیرستان و دانشگاه متفاوت است.

ملکی افزود: روح حاکم بر تعلیم و تربیت اسلامی روح عبودیت و قرب الهی است یعنی در همه عناصر تعلیم و تربیت مانند مبانی و هدف و محتوا، ارزشیابی، نقش معلم و ساماندهی برای محیط باید روح عبودیت دمیده شود که این کار نیازمند وجود کارشناسان قوی است و تقویت کارشناس برای این ماموریت برای کشور ضروری است چون اگر کارشناسان قوی نداشته باشیم این اهداف عملیاتی نمی شوند و وارد مدارس نمی گردند.

وی با اشاره به هدف تعلیم و تربیت سکولار گفت: در تعلیم و تربیت سکولار مساله خدا و ربوبیت در متن تعلیم و تربیت نیست و نهایتا دانش آموزان برای زندگی دنیوی آماده می شوند. شاید دانش آموزان در این دوره توفیقاتی به دست بیاورند که البته ما هم در این زمنیه باید کارهایی انجام دهیم. اینکه روح عبودیت باید در دانش آموزان دمیده شود  به این معنا نیست که به زندگی معمولی کم اعتنا باشیم بلکه ما هم به رفاه و ساماندهی امور مادی توجه داریم و دانش آموز برای زندگی معمولی باید دارای مهارت باشد اما تعلیم و تربیت سکولار گسسته از ماورای طبیعت است.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) تصریح کرد: تعلیم و تربیت اسلامی پیوسته به ماورای طبیعت است و این فرق عمده اگر جزیی شود تفاوت ها هم جزیی می شوند و در هدف و محتوا، روش های تعلیم و تربیت، معلم و محیط تعلیم و تربیت فرق می کنند.

به گفته ملکی تعلیم و تربیت سکولار انسانی زمین تربیت می کند و تعلیم و تربیت اسلامی انسانی تربیت می کند که در زمین خدایی زندگی کند و به سوی خدا گام بردارد.

وی در پاسخ به این پرسش که چقدر بین نظریه تعلیم و تربیت اسلامی و نظام تعلیم و تربیت فعلی فاصله وجود دارد؟ گفت: بدون کوچکترین جهت گیری کارشناسی و تربیتی می گویم که در نظام تعلیم و تربیت در ۱۵ سال اخیر راجع به مباحث نرم افزاری تعلیم و تربیت اسلامی و مبانی آن و مباحث زیرساختی کم کار نشده و اسناد خوبی مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند ملی برنامه درسی و سایر اسناد که در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده نوشته شده است.

ملکی بیان کرد: اما آنچه که ما در آن مشکل داریم و اگر به آن نپردازیم اسناد در آرشیو خواهند ماند این است که هنوز موفق نشده ایم نه در آموزش و پرورش  و نه در دانشگاه مباحث نظری و نظریه ها را به الگوهای عملیاتی تبدیل کنیم که در عمل واقعیت ها را تغییر بدهد.

وی اضافه کرد: ما در آموزش و پرورش و دانشگاه الگوهای عملیاتی نداریم. سندی به نام دانشگاه اسلامی داریم اما آن سند هنوز معطل مانده زیرا اعتنای کمی به آن می شود و عده ای هم که به آن معتقدند همت والایی ندارند تا آن را تبدیل به برنامه های عملیاتی کنند. مثلا بایدهای فرهنگی در دانشگاه ها که در سند آمده تبدیل به برنامه های عملیاتی و کاربردی نمی شود و اگر مسئولان در آموزش و پرورش و دانشگاه به این مساله توجه نکنند، با گذشت صد سال و تولید اسناد بالادستی دیگر هم واقعیت ها تغییر نمی کنند.

وی در پایان سخنانش گفت: واقعیت ها را برنامه های کاربردی تغییر می دهد نه اسناد بالادستی. واقعیت ها را برنامه های عملیاتی و کاربردی معطوف به  واقعیت ها تغییر می دهد و ما در این زمینه مشکل داریم لذا در این زوایه ما در جایی که هستیم و جایی که باید باشیم  فاصله قابل توجهی داریم.

انتهای پیام/

نـظـرات